پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 09:20 - 2017 September 21
به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸
کد خبر: ۳۵۲۳
تاریخ انتشار: ۰۲ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۹:۰۲
تعداد بازدید: ۱۱۷۸
در نشست انجمن جامعه شناسان ایران:
در ایران تا سال 1300، 90 درصد از درآمدها فقط صرف غذا میشد. در 100 سال گذشته در چین 94 درصد از درآمدها فقط صرف غذا می‌شد. هرچه جوامع پیشرفته تر شوند، نسبت هزینه‌های خوراکی کمتر می‌شود.

دکتر محسن ابراهیم پور، در نشست گروه تخصصی جامعه شناسی روستایی و عشایری انجمن جامعه شناسی ایران که با موضوع «تاثیر اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها بر معیشت روستاییان» برگزار شد،با اشاره به این نکته که انجام این تحقیق سه سال به طول کشید گفت: در نظریه های نهادگرایی نوین که از 2010 به بعد بیشتر مورد توجه قرار گرفته است توانا شدن انسان و افزایش آگاهی ها و ارتقاء انگیزشها، غایت توسعه تلقی شده است. بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز به شکل نوینی از حمایت گرایی رسیده اند. پیش بینی می‌شد که یارانه‌های هدفمند در جامعه روستایی بالای 40 درصد تورم ایجاد میکند، هرچند دوستان ما در علوم اقتصادی معتقد بودند که تورم 5/8 درصد می‌شود. مسائل و موضوعاتی که قبل از اجرای این قانون مطرح بود، باعث شد دولت به این جمع بندی برسد که باید قانون هدفمندی یارانه ها اجرا شود، عبارتند بودند از: اگر این قانون در ایران اجرا نشود امکان سرمایه گذاری در ایران دیگر وجود نخواهد داشت؛ بحث قاچاق بنزین و گازوییل مطرح بود، و هنوز این بحث در ایران مطرح است، اتلاف انرژی و افزایش واردات، رانت خواری و ویژه گزینی، اخلال در الگوی صحیح مصرف؛ آلودگی محیط زیست و عدم کارآیی واحدهای اقتصادی؛ مجموع مشکلات و مسایلی بود که در نظام پیشین اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها مطرح بود. البته پرداخت یارانه از گذشته در ایران باب بود، حتی برخی معتقدند که اصلاحات ارضی هم نوعی یارانه بود. یا کوپن در زمان جنگ هم نوعی یارانه بود که از طرف دولت به مردم پرداخت میشد. با موضوعاتی که مطرح شد، دولت وقت به این نتیجه رسید که باید قانون هدفمندی یارانه ها در کشور اجرا شود. تعاریف متعددی از یارانه ارائه شده که عمدتاً به بحث اقتصادی پرداخته است. بانک جهانی نیز تعریفی ارائه کرد با این عبارت: یارانه سود اقتصادی است که دولت به تولیدکنندگان کالا برای تقویت بازار پرداخت میکند، چه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم. WTO دو عنصر اصلی یارانه ها را تحلیل میکند: یکی کمک مالی و دومی نفع، که در پرداخت یارانه ها وجود دارد.

دکتر ابراهیم پور افزود: متاسفانه در تحقیقهای اقتصادی در زمینه یارانه های هدفمند نتوانستیم به نتایج منسجم و جامعی برسیم. تحقیقات اقتصادی متاسفانه کمّی محور و مقطعی بوده و نتوانستند تحلیل جامعی در این زمینه ارائه بدهند. آنچه در دو سال اخیر در جهان شاهد هستیم، این است که موج انباشت سرمایه و جهانی شدن و مدلهای پول سالار، تا سال 2000 قابل پذیرش بودند، اما در چند سال اخیر، تلقی از توسعه، بیشتر به مفهوم فرهنگ و اجتماع و نهاد، و همچنین تأکید بر هویت، عمومیت بیشتری در نظریه های توسعه پیدا کرده است. توسعه مردم محور است و فرقی نمیکند روستایی باشد و یا شهری. حقوق شهروندی برابری برای روستاییان و شهری ها قائل است. فرضیات ما در این تحقیق عبارت است از:

1) سطح معیشت جامعه روستایی قبل و بعد از هدفمند شدن یارانه ها تفاوت پیدا کرده است. البته اینجا هیچ قضاوت ارزشی ای صورت نمیگیرد.

2) در نوع اشتغال در قبل و بعد از هدفمند شدن یارانه ها تفاوت وجود دارد.

3) در سطح هزینه ها، سطح سرمایه گذاری ها، و میزان پس انداز در قبل و بعد از هدفمند شدن یارانه ها تفاوت وجود دارد.

4) همچنین در زمینه های تحصیلی، محل سکونت، طبقه جمعیتی روستاها تفاوت وجود دارد.

روش تحقیق ما در این پژوهش روش اکتشافی است. در چندین روستا حضور داشتیم، آنچه از بحثهای گروهی و نشستها و گفتگوها کسب کردیم در قالب پرسشنامه ای طراحی کرده و با استفاده از روشهای نمونه گیری، 200 نمونه را انتخاب کردیم و پرسشنامه ها توسط این 200 نمونه تکمیل شد. متغیر وابسته ما وضعیت کار و معیشت بود، که هر دو را آنالیز کردیم. منظور از معیشت "زندگی برای زنده مانی" است. یکی از تئوری پردازان گفته است که معیشت دو بُعد دارد: معیشت بایولوژیکال، یعنی معیشت زیست و دیگری معیشت تکنولوژیکال، یا معیشت تکنولوژیک. بین این دو معیشت معیاری وجود دارد: اگر خانواده ای نتواند برای فرزندانش هزینه حق تحصیل را فراهم کند این خانواده در سطح معیشت بایولوژیکال است. یعنی فقط میتوانند نیازهای اولیه را تأمین کنند. در ایران تا سال 1300، 90 درصد از درآمدها فقط صرف غذا میشد. در 100 سال گذشته در چین 94 درصد از درآمدها فقط صرف غذا می‌شد. هرچه جوامع پیشرفته تر شوند، نسبت هزینه‌های خوراکی کمتر می‌شود. در تهران این نسبت حدود 35 درصد اما در سیستان و بلوچستان 65 درصد است. معیشت را براین اساس تعریف کردیم.

سخنران این جلسه ادامه داد: متغیرهای مستقل ما عمدتاً متغیرهای زمینه ای است، اما بخشی دیگر از آن متغیرهای روندی است، که از روشهای تطبیقی استفاده کردیم. به عنوان مثال میزان ساعات کار در 3 سال قبل از هدفمندی یارانه ها چقدر بوده، و 3 سال بعد از هدفمندی چقدر بوده است. این دو را با هم مقایسه کردیم و به تفاوتهایی هم رسیدیم. البته کلیه این آمار و ارقام توسط اشرف سجادی استخراج شده است. بخشی از متغیرهای هزینه های کشاورزی شامل: آماده سازی، کاشت، داشت و برداشت میشود. متغیرهای اقتصاد خانوار عمدتاً روی مباحث درآمد و منابع درآمدی و ترکیب هزینه ها متمرکز شده است. حدوداً 15 اندیکاتور در بحث متغیرهای وابسته داشتیم، و حدوداً 70 اندیکاتور در بحث متغیرهای مستقل داشتیم. این متغیرها را براساس "دیتا ریدی اکشن" ترکیب و شاخص سازی و مولفه بندی کردیم که در نهایت نتایجی به دست آوردیم که اینجا ارایه می شود. یکی از متغیرهای مهم دموگرافی است. هدفمندی یارانه ها بر روی باروری و جابجایی و مهاجرت جمعیتی هم تاثیر گذاشته است. آنچه ما در این پژوهش به آن رسیدیم، میانگین سنی سرپرستان خانوار با میانگین سنی حاصل از سرشماری 90 تقریباً تفاوت معناداری ندارد. آنچه واقعیت بود اینجا آمد: میزان رفاه جامعه روستایی فقط در 7 یا 8 درصد از جامعه روستایی افزایشی یافته و اتفاقاً در اکثریت روستاها بسیار هم کاهش یافته است. در برخی از روستاها این کاهش به شکل تراژدیک بوده، یعنی حالت قطبی در جامعه بوجود آورده است. این یافته ها با ترکیبی از هزینه های کاشت و داشت و برداشت، میزان پس انداز، هزینه های زندگی، هزینه های آموزش، بهداشت، و... محاسبه شده است. هرچند میزان ساعت کار در روستا زیاد است و غالباً ساعت کار و استراحت در هم ادغام می‌شود، اما قبل از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها، ساعت کار در روستاها 11 ساعت بود، اما در زمان اجرای این قانون، میزان ساعت کار افزایش یافته، و بالاتر از متوسط کشوری و 12 ساعت شده است. سطح رفاه و سطح معیشتی جامعه روستایی، 3 سال قبل از هدفمندی، و 3 سال بعد از هدفمندی، وقتی با هم مقایسه شد، به این نتیجه رسیدیم که هم سطح رفاه و هم سطح معیشت کاهش پیدا کرده است و حتی نسبت به سالهای 85، 84، 83، و 82 مقایسه کردیم، مثلاً ترکیب هزینه ها را مقایسه کردیم، تا سالهای 82 و 83 سال بهشت روستاییان بوده، و در سالهای 90، 91، و 92، جامعه روستایی در بدترین شرایط معیشتی قرار داشت. بحران حاشیه نشینی یکی از بزرگترین بحرانهایی است که در این سالها بوجود آمده است. جامعه روستایی و حاشیه نشینها هم حقوق شهروندی دارند. اگر حقوق شهروندی تأمین نشود، به اعتقاد برخی، شکاف بین جامعه روستایی و شهری 400 برابر میشود، حتی اگر این شکاف 10 برابر هم شود، وضعیت حاشیه نشینی وضعیت بحرانی تری خواهد داشت. انا به راستی بحث حاشیه نشینی تا چه زمانی در شهرهایی مثل تهران، مشهد، تبریز، شیراز و... ادامه دارد؟. در استانهای صنعتی و تجاری که امکان جذب پول و سرمایه را دارند، معیشت حالت صعودی داشت. این یک قانون عمومی در جهان است که: هر چیزی که تورم زا باشد موجب نابودی فقرا می شود. می گویند که تورم: ظالمانه ترین، وحشیانه ترین، و مستبدانه ترین شیوه شلاق زدن یا مالیات گرفتن از فقراست. حدود 20 تا 22 میلیون نفر در جامعه روستایی زندگی می کنند. سازمان ملل می گوید که 85 درصد از تولیدات کشاورزی در روستاها و در واحدهای خرد تولید می شود. آخرین گزارشی که فائو داده این است که انقلاب سبز در جهان شکست خورده است، به علت سود هنگفتی که شرکتهای چندملیتی بردند. بنابراین باید بازگشت کنیم به همان اجتماعات روستایی و ساختارهای دهقانی. به هر حال ما در ایران 126 هزار آبادی داریم، 61 هزار روستا داریم، 45 هزار روستاهای ما روستاهای کشاورزی است. یعنی اگر ما روستا را از دست بدهیم در آینده کشاورزی هم نخواهیم داشت.

هدفمند کردن یارانه ها2دکتر ابراهیم پور گفت: در تحلیل نهایی با کنترل ساعات کار، تحرک شغلی، نوع فعالیت کشاورزی، و ترکیب هزینه ها، بعد از اجرای قانون هدفمند یارانه ها، هم سطح معیشت، به شدت افت کرده است و هم تعدد و رونقی در کسب و کار ایجاد نشده است. قبل و بعد از اجرای قانون هدفمند یارانه ها، هیچ تفاوتی در تعدد و بهبود فضای کسب و کار دیده نمی شود. میزان پس اندازها به شدت کاهش پیدا کرده است. هزینه های خوراک، بهداشت و آموزش به نسبت سایر هزینه ها به شدت افزایش پیدا کرده است. این تفاوتها در جامعه روستایی به صورت انفجاری در این چند سال مورد مطالعه بوجود آمده است. اگر قشربندی جامعه روستایی را براساس یارانه ها بازتعریف کنیم، با 50 درصد از آبادیهایی مواجه می شویم که زیر 100 نفر جمعیت دارند ولی عمده آنها کارشان کشاورزی و دامداری است. در این آبادیها یارانه ها تاثیرات خاص خودشان را دارد. در روستاهایی که بالای 2000 نفر جمعیت دارند و عمدتاً کمتر هم فعالیت کشاورزی و دامداری دارند، تاثیر یارانه ها به شکلی دیگر است. نکته ای که در یافته های ما مهم است این است که: رابطه سطح سواد، سطح فعالیت با اجرای قانون هدفمندی یارانه رابطه ای منفی و غیرمعناداری است. برخلاف تلقی ها و برداشتها و مشاهدات اولیه رابطه معناداری با تعداد افراد تحت تکفل و اجرای قانون هدفمندی یارانه به دست نیامد. ما فکر می کردیم که کسانی که بچه های بیشتر دارند از اجرای این قانون راضی هستند. در صورتی که اینچنین نبود. شاید آنانی که فرزندان بیشتری دارند هزینه های شان نیز بیشتر است. تلقی منفی از اجرای قانون هدفمندی یارانه ها بر سطح معیشت خانوارهای روستایی معنادار شد. در آنالیزهای تفضیلی نیز بحث مساحت اراضی و تعداد واحدهای دامی با اجرای این قانون یک رابطه منفی داشت. کسانی که کشاورزی صنعتی داشتند با مشکلات عدیده رو به رو شدند. در سیستان و بلوچستان خیلی از گلخانه ها تعطیل شد و زیانهای کلانی دیدند. نتایج پژوهش نشان میدهد که میانگین سن شاغلین روستایی و کشاورزی 51 سال است. از لحاظ وضع سواد و تسهیلات 41 درصد بی سواد، 22 درصد دارای تحصیلات متوسطه و عالی بودند. متوسط افراد تحت تکفل 3 نفر است. این نشان میدهد که رفتارهای جامعه روستایی به رفتارهای جامعه شهری شبیه می شود. بیش از 90 درصد از پاسخگویان در بخش کشاورزی به کار مشغول بودند. بیش از 80 درصد از پاسخگویان اظهار داشتند که هزینه کاشت، داشت و برداشت در مقایسه با قبل از اجرای هدفمند شدن یارانه ها افزایش بسیار زیادی داشته است. این هزینه ها در برخی موارد بین 3 تا 4 برابر افزایش یافته است. در برخی پژوهشهای دیگر به 8 برابر شدن نهاده ها در اجرای قانون هدفمندی یارانه ها اشاره کرده اند. همچنین نتایج حاکی از آن است که ساعات کار و واحدهای مولد در 60 درصد موارد ثابت مانده است و تنوع و تفاوت معنادار در وضعیت فعالیت نسبت به قبل از اجرای قانون هدفمند یارانه ها حاصل نشده است. اما سنجه های معیشتی و رفاهی تنزل معناداری داشته است. نکته اساسی این است که در جامعه روستایی معمولاً معیشت مبتنی بر زیست و حداقل تامین معیشت است. باید بازنگری اساسی ای در قانون هدفمند کردن یارانه ها اعمال شود و امیدوارم دیگر مصیبت یارانه ها تکرار نشود. یارانه های هدفمند که ایده و طرح بسیار خوبی بود اما در اجرا به ضد خود تبدیل شد. این نشان می دهد که برای هر کاری باید تئوری و یک چارچوب نظری ایجاد شود. برای رونق در جامعه نباید کمک مستقیم کرد، بلکه باید ایجاد اشتغال نمود. باید راهکارهای متناسب با آن جامعه را پیش بینی کرد. در ایران برای اجرای قانون هدفمند یارانه ها واقعاً تئوری نداشتیم. یعنی نمی دانستیم که کجا می خواهیم برویم، آیا می خواهیم سطح برخورداری جامعه را بالا ببریم، آیا می خواستیم استفاده از انرژی را عقلانی کنیم؟ یک پارادایم تئوریک کم داشتیم و برای همین این طرح و ایده خوب به ضد خود تبدیل شد. باعث شد که آمار حاشیه نشینی به 12 میلیون نفر برسد. بخش بزرگی از این حاشیه نشینی این پیغام را دارد که جامعه روستایی توان نگهداری خودش را ندارد. شرایط بسیار فقیرانه ای که در روستاهای زاگرس دیدم، که حتی با گذشته های دور قابل مقایسه نیست. سوءتغذیه که در چهره خانمها دیده می‌شود، یا وضعیت بسیار شکننده که در کل خانوارها وجود دارد غیر قابل توصیف است. ایده کمک به جامعه روستایی بسیار ارزنده و انسانی هست و همین الان هم دیر است که یارانه های دهک های پایین جامعه را دو یا سه برابر کنند. البته این باید در غالب یک تئوری باشد که کل ساختار و نظام اجتماعی ما را شامل شود و مبتنی بر مشارکت نهادی و مردمی باشد. در اسفند سال 1393 در روستای "اواره" ایلام می گفتند که 30 میلیارد تومان یارانه گرفته ایم، ولی آب قناتها خشک شده، مزارع و باغها هم در حال خشک شدن است و امکان ماندن نداریم. آنها می گفتند که اگر یک بانکی در روستا بود و این 30 میلیارد را سرمایه گذاری می کرد می توانستیم کاریزها را لایی روبی کنیم و مزارع و باغها را نجات دهیم.

سخنران این جلسه در پایان بحث خود با اشاره به پیشنهادات محققان این طرح گفت: بالا بودن سن کشاورزان، پایین بودن سطح سواد و تخصص، گستردگی معیشت زیستی و افزایش بسیار زیاد هزینه های کاشت، داشت، برداشت، و تورم فزاینده خنثی کننده کمکها و پرداخت نقدی یارانه هاست، در رویکرد حمایت گرایانه نوین در حوزه روستایی و کشاورزی، اهمیت اساسی دارد. بازگشت به سه اصل که ریشه در هویت ما دارد: یکی سرزمین گرایی، در مقابل کارکردگرایی، تنوع فرهنگی در مقابل نوسازی استاندارد، پایداری هویتی، قومی، محیطی در مقابل رشد صرفاً اقتصادی، با اتخاذ رویکرد نوین حمایت گرایی از جامعه روستایی و کشاورزی. حفظ و استمرار میراث فرهنگی کشور، و گسترش کشاورزی ارگانیک با همت و اهمیت خانواده های روستایی امکان پذیر است. یارانه های ویژه کشاورزی و ماندگاری در روستا به مثابه موفق ترین سیاست تثبیت جامعه روستایی و امنیت غذایی پایدار با حداقل دو برابر شدن یارانه نقدی روستاییان و کاهش روند قیمت شتابان نهاده ها، در واقع همبستگی مثبتی با دو برابر شدن قیمت محصولات کشاورزی دارد. در سالهای اخیر کاهش مالیات های کشاورزی و افزایش یارانه های روستایی؛ و همچنین در 77 کشور به بخش کشاورزی یارانه های ویژه داده اند. کشوری که نتواند غذای خود را تامین کند نمی تواند در سطح جهانی یک کنشگر باشد. تحول در شیوه پرداخت یارانه ها، افزایش شتابان نهادی از کشاورزان، جهت مدیریت پایدار و جلوگیری از بحرانهای شهری و اجتماعی، ضرورتی تاریخی و انسانی و اندیشمندانه دارد. ایجاد بانک توسعه هر روستا، اجرای رویکرد هر ناحیه با یک مسئول، یعنی 45 هزار روستا داریم، 45 هزار برنامه هم داشته باشیم. افزایش رفاه و تامین کشاورزان، گسترش ترتیبات نهادی، افزایش قیمت تضمینی محصولات کشاورزی، ساختار مدیریت پویا و فراگیر و متاسفانه هیچ ساختاری برای توسعه روستایی نداریم.

نام:
ایمیل:
* نظر: