پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 09:39 - 2017 September 21
به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸
کد خبر: ۳۵۲۱
تاریخ انتشار: ۰۱ فروردين ۱۳۹۶ - ۰۸:۰۴
تعداد بازدید: ۱۶۹۲
بعد از این همه هزینه ی پولی و خرج کردن از سبد اعصاب و انرژی مردم، تحمیل ماهها بار اضافی بر وقت، معیشت و روحیه ی شهروندان، ... دست آخر بیایی بر دل شهرشان آلت نرینگی بکاری!!!.

 

صدرالله محتشم: بیرون زدگی قسمت بالایی سازه از لفاف و لیچ شدن قسمت های دیگری از آن که سبب شده، قسمت های پایینی سازه را هم با کمی دقت واکاوی، حیرت بر وجودت چنبره می کند. باور کردنی نیست!!. بعد از این همه هزینه ی پولی و خرج کردن از سبد اعصاب و انرژی مردم، تحمیل ماهها بار اضافی بر وقت، معیشت و روحیه ی شهروندان، ... دست آخر بیایی بر دل شهرشان آلت نرینگی بکاری!!!.
واقعا قرار است این اُرگان، به اصطلاح  اِلِمان باشد؛ این ریخت آفریده، به شهروندان ش هویت جمعی ببخشد؛ تداعی غرور و ارزش های سرزمینی شان باشد؛ بازتاب داشته های معنوی و مایه های حماسی و بازنمای تاریخی و نشانگان آینده اش باشد؛ ... در نظر سنجی میدانی (از افراد حاضر در میدان انقلاب) از حدود 100 نفر، بیش از 85 درصد شان بی هیچ تعارفی و در اولین ثانیه های بعد از طرح پرسش "اولین چیزی که سازه ی احداثی میدان انقلاب به ذهن شما می آورد چیست؟"،  بلافاصله و با پوزخند و اندکی اکراه به آلت مردانه اشاره کردند و حتی در یک مورد آن، خانم جوانی، با گفتن عبارت "خجالت بکش" دست شوهرش را کشید و مانع از پاسخگویی او شد (عصر چهارشنبه 25 اسفند 95)...

شتاب زدگی، جابجایی هدف، کنش تماما معطوف به هدف، باند بازی، فرصت طلبی، چشم داشتن بر منافع آنی، کنش کور و بی برنامگی، حاشیه نشینی فرهنگ و انزوای عناصر و نیروهای فرهنگی، بحران مدیریت، بی مایه شدن حوزه ی عمومی، فروافتادن دستگاه های نظارتی در چاله ی سیاسی کاری، ... گرد بادی از فساد و تجاسر و نگون ساری را در این مملکت دامن زده است.

صنعتگری، هنروری، معماری، مردم شناسی و اندکی جامعه شناسی را در هم قاطی کنی، می توان "المان" یا نمادهایی ساخت تا با جا دادن محتوایی از تاریخ و فرهنگ در دل پیکر بی جان شان، سازه ای از آب در آید در جهت هویت سازی و تعین بخش؛. آفرینش فضاهایی خاطره انگیز؛ تحکیم همبستگی عمومی و پیوند جمعی. علائم، نمادها و المان ها، در واقع خود ارزش هایی اند از آنچه را مردم می بینند، می شناسند، می توانند استفاده کنند، به خاطر می آورند و بالاخره اینکه آنچه می توانند تداعی کنند. و تنها در صورت سمت دهی پول های بی زبان و بی صاحب مملکت در این آدرس است که می توان به فضاهای شهری و مجموعه آنچه مبلمان نامش نهاده اند، طوری صورت دهی کرد که هر علامتی، صفحاتی از تاریخش باشد، هر نقشی، یادی از حماسه اش، هر تندیسی سویه ای به مرام و مذهبش را اراده کند. با این مشق ها و مشقی ها، احساس تعلق سرزمینی، رضایت و سرخوشی ساکنان، دلگرمی به خاک و دلسپاری به خون و داشته های خودی و ... حاصل نخواهد شد.
 

25/ اسفند / 1395 صدرالله محتشم

نام:
ایمیل:
* نظر: