چهارشنبه ۲۹ شهريور ۱۳۹۶ - 18:59 - 2017 September 20
به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸
کد خبر: ۳۵۱۵
تاریخ انتشار: ۰۳ آذر ۱۳۹۵ - ۰۶:۰۰
تعداد بازدید: ۱۳۲۸

طلاق پديده اي مدرن

 

  اين وضعيت که سالانه 60 هزار زن در جرگه مطلقه ها قرار مي گيرد، حکايت از آغاز و سرعت صعودى طلاق در كشور دارد.

آمار 48 درصدى تقاضاى طلاق از سوى زنان حکايت از آن دارد که زنان به اين نتيجه رسيده اند: پس از تحمل همه مصائب و شرايط سخت با وجود تمام تلاشهاى صورت داده براى حفظ زندگي شان، نه تنها حقوقشان در زندگى مشترک با شرايط فعلي تضييع مي شود، بلکه آنها متضرر واقعى الگوى زندگى زناشويى نابسامان شده اند. چرا که بررسى علت طرح تقاضاى طلاق نشان از آن دارد که در موارد بسيارى زنان به دليل اعتياد شديد شوهر، حاضر به ادامه زندگى نشده است و يا خشونتهاى مداومى که در عرصه زندگى اجتماعى و خانوادگى براى وى يا فرزندانش رقم خورده است، زن را در بحرانى مى گذارد که ديگر حاضر به ادامه زندگى نيست. 

 درجای دیگری امده است بیش از 70 درصد متقاضیان طلاق در شهر تهران زنان هستند. بنظر می رسد زنان خود به چاره جویی مسئله پرداخته و برای حرمت خود و زندگی بهتر تن به طلاق می دهند. 

طلاق پدیده ای مدرن است. یکی از نمودهای مدرنیزم، وقوع و گسترش طلاق یا تغییر یک قرارداد دوطرفه است. درایران هنوز این پدیده شکل مذموم و مطرودی دارد و از نظر فرهنگی و حقوقی هنوز جایگاه انسانی نیافته است. در شرایط درحال گذار جامعه ایرانی هر پدیده نوینی بنوعی بنظر مسئله میاید و حتی اگر ماهیتا مسئله نباشد بدلیل فقدان زیرساختهای فرهنگی، حقوقی و ارزشی بصورت یک مسئله جلوه می کند.

می دانيم که حتی مردان نیز کم و بیش زمانی که طلاق می گیرند کمتر مورد اعتماد اعضای خانواده بوده و در تقاضاهای بعدی برای ازدواج دوم با مشکلات قابل توجهی روبرو می شوند. بی تردید این وضعیت برای زنان دوچندان است . تغییر نظامان حقوقی در این خصوص، تامین حقوق اساسی زنان در عقود مربوط به ازدواج، حضانت، نفقه، کار و استقلال اقتصادی، و .. نیازمند وجود یک دولت مدرن و رفاه گراست.

 زنان بسیاری در جوامع مدرن و توسعه یافته طلاق می گیرند ولی نظام گسترده اي وجود دارد كه از حقوق آنان بشدت دفاع میکند. در اسکاندیناوی هیچ زنی درصورت طلاق بدون تقسیم نیمی از آنچه که در زندگی مشترک بدست آورده اند رها نمی شود. سیستم تامین اجتماعی، رفاهی، حقوقی، بدنبال خود نظامات اجتماعی و فرهنگی را نیز تغییر می دهد. مقایسه چند دهه اخیر با سالهای آغازین قرن حاضر خورشیدی درایران گواه شدت یابی و پذیرش نسبی پدیده طلاق و مقبولیت نسبی آن است.

تا زمانی که زن بعنوان یک متعه در ادبیات حقوقی و فرهنگی تعبیر شود و مالکیت بر او بر عهده فرد دیگری نهاده شود، این مدار بسته ادامه خواهد یافت اگرچه دیگر زمان جداسری فرا رسیده است.

 

علي طايفي

نام:
ایمیل:
* نظر: