پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 09:34 - 2017 September 21
به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸
کد خبر: ۳۵۰۴
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۳۹۵ - ۰۶:۳۱
تعداد بازدید: ۱۳۰۷

جامعه ايراني از نظر طرز تفكر تغييرات جدي بخود ديده و مي بيند. از بين گروههاي مختلف فكري، گروهي بشدت ايراني ستيز و گروهي بشدت ايراني پرست شده اند و در اين ميان از هر ابزاري براي توجيه آرا و آرمان هاي خود بهره مي جويند.

گرايش فكري ايراني پرستي باستانگرا همانند ايراني ستيزان بويژه اسلام گرا چنان از زمان حال با منجنيق تعصب به گذشته دور پرتاب مي شوند كه در اين ميان به قلب تاريخ و تحريف آن مي پردازند تا با بازگشت به خويشتن و بازيابي هاي تاريخي بدنبال هويت يابي باشند.

در ميان ايراني پرستان افراطي هواداران كوروش پادشاه عصر هخامنشي چنان اندر مناقب وي مي نويسند و مي كوشند و از شخصيت تاريخي او اسطوره سازي مي كنند كه وي را از مقام يك پادشاه جنگ گستر و ستمگر بويژه عليه بردگان به تصوير خدايگاني از او مي پردازند كه جز لاپوشاني تاريخي ستمگري هاي شاهنشاهي درايران و ايجاد نقاب هويتي كاذب در ان چيزي نمي توان يافت.

بنظر من كوروشگرايان افراطي درصدد چند هدف هستند:

١. برتري جويي نژادي و ژنتيكي ايراني براي تحقير ملل ديگر بويژه اعراب،

٢. برتري جويي ديني ايراني براي برنمايي دين زرتشت در برابر دين اسلام،

٣. برتري جويي ملي ايراني-پارسي در برابر تحقير و ناديده گرفتن ساير قوميت هايي كه از نظر تاريخي بزور جنگورزي هاي شاهان ايراني در كشور و مرزهاي ايراني مستحيل شده اند.

٤. برتري جويي طبقاتي و اجتماعي چنانكه با بزرگ نمايي نقش كوروش در تدوين مباني حقوق بشر امروزي، درصدد پاكسازي تاريخي خونريزي و ستمگريهاي نظام شاهنشاهي عصر پيش از مسيحيت و اسطوره سازي از شخصيت كوروش در برابرخواهي است كه با ساختار ستمشاهي ان عهد ناهمخوان است.

٥. بزرگ نمايي تمدن ايراني در برابر تمدن مسيحي يا اسلامي در غرب و شرق جهان و بالندگي هاي اغراق آميز كه تمدن ايراني گلستاني بوده است كه در آن هيچ خارستاني نبوده است.

طرفه اينكه صرفنظر از آنچه كه ما در تاريخ باستان بوديم، مسيله امروزين اين است كه ما كيستيم و در كجاي فرهنگ انساني و جهاني امروز ايستاده ايم؟ پرسشي كه پاسخ بدان تمامي غرور كاذب كوروش گرايي را به نقد مي كشاند.

 

علي طايفي

 

نام:
ایمیل:
* نظر: