پنجشنبه ۳۰ شهريور ۱۳۹۶ - 09:24 - 2017 September 21
به‌روز شده در: ۰۳ خرداد ۱۳۹۶ - ۰۷:۰۸
کد خبر: ۳۴۸۹
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۳۹۵ - ۲۰:۲۲
تعداد بازدید: ۱۲۸۵

مهران صولتی
یادداشت های کوتاه پیرامون جامعه و سیاست در ایران

ماجرا از واقعه اسید پاشی اصفهان شروع شد . آغاز شکل گیری یک پدیده در شبکه های اجتماعی ؛ استحاله یک حادثه دردناک به شوخی حاصل از طنازی های مکتوب و تصویری ! بازخورد مثبت این دگردیسی نمادین موجب گسترش سریع آن به سایر عرصه ها شد ؛ قضیه اقدام به تجاوز در فرودگاه جده ، اختلاس های متعدد و اکنون ماجرای سعید طوسی .در همه این وقایع شاهد شکوفایی خلاقیت طنزپردازان این سرزمین و فراموشی یک درد اجتماعی ، به بهای نشاندن لبخند بر سیمای شهروندان هستیم . کمتر جامعه ای را می شناسیم که در مواجهه با هتک حرمت ، تجاوز و تعرض به حقوقش از چنین مکانیسم دفاعی بهره برده باشد . چرا به اینجا رسیده ایم ؟ شاید بتوان مفروضات زیر را به عنوان پاسخ ذکر کرد :

1- طنز زبانی نافذ ، تاثیر گذار و پرکشش در بیان نارسایی های سیاسی -اجتماعی است . زبانی که می کوشد با گریز از بیان صریح ، از پی گیری های حقوقی بعدی قدرت مصون مانده و در عین حال پیام خود را به جامعه منتقل کند. 

2- ایران امروز یک جامعه خسته و فرسوده است . بحران های بیکاری ، اعتیاد، طلاق ، شکاف طبقاتی ، بی اعتمادی و سقوط سرمایه اجتماعی و ... آن را به مرز استیصال و سرگردانی رسانده است . رضایت و نشاط ، دو گمشده اصلی جامعه امروز است. انگیزه طنزپردازان می تواند به فراموشی سپردن موقت این دردها باشد.

3- واقعه اسید پاشی اصفهان نشان داد که فرجامی برای برخی پرونده ها متصور نیست ؛ " هیجان اولیه ، تعلیقی طولانی و سپس فراموشی ماجرا " ، خط سیر سرنوشت برخی پرونده های قضایی ایران است . در مواجهه با نوعی" احساس بی قدرتی مزمن جامعه" ، طنز می تواند اعتراضی به یک انتظار بی سرانجام ( پی گیری حقوقی ) باشد.

4- پیشروی جامعه به سوی اختلاط میان ارزش ها و ضد ارزش ها خطرناک است . حاکمیت نوعی هرج و مرج هنجاری در زمانه ای که مراجع اخلاقی هر روز بیش از گذشته بی اعتبار می شوند . در چنین وضعیتی پرواضح است که طنز آینه تمام نمای نظم فروپاشیده موجود ، و خود نیز تسریع کننده سقوط معیارهای ارزشی جامعه باشد.

5- در جامعه ای که به دلیل پیرامونی بودن حتی اندیشه ورزی هم تابع مدهای جهانی است ، دور از انتظار نیست که رویکرد طنز گونه به نارسایی های سیاسی - اجتماعی ، به مد غالب زمانه تبدیل شده باشد. فضای مجازی ارتباط وثیقی با تعداد مخاطب دارد .درد از شما ، طنز از ما ! این ذائقه مخاطب است که تعیین کننده است.

نکته پایانی : در روزگاری که بی تفاوتی و ناامیدی از تغییر هر روز فراگیرتر می شود و هشدارها و انذارهای جامعه شناسان به دیوارهای ستبر بی اعتنایی تصمیم سازان برخورد می کند ، طنز می تواند هم درد و هم درمان باشد ...


نام:
ایمیل:
* نظر: